کسب درآمد اینترنتی کسب درآمد اینترنتی
با کمتر از ۲ ساعت کار در روز درآمدی معادل ۹۰۰.۰۰۰ تومان داشته باشید
معافیت از خدمت سربازی
هم کار یاد بگیرید، هم حقوق بگیرید و هم از خدمت سربازی معاف شوید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 20 مهر 1386
همه مدارک و شواهد موجود در طبیعت به میوه خوار بودن ساختمان انسان از بدو پیدایش او گواهی میدهد. و طی میلیونها سال نجومی که از دوران پیدایش جدّ او یعنی اولین موجود پستاندار میوه خوار میگذرد فقط دوران نسبتاً کوتاهی است که او از طبیعت و آفرینش خود سر پیچی کرده و از خوردن خوراکی که بدنش برای آن ساخته شده عدول و سر پیچی نموده و آن دوره مصادف با عصر یخبندان بوده است.
اگر بر اساس خلقت از نظر واقع بنگریم حیات راه دراز و طویلی را از تنگناهائیکه در مسیر او قرار داشته گذرانیده و اگر معتقد باشیم که یک منبع قدرت روحی بر جهان حکومت میکند اعتقاد بیشتری پیدا میکنیم بر این احتمال که آندسته از انسانهائیکه از موجودات دیگر تغذیه میکنند و آدمخوارها یک نتیجه تحلیلی و تدریجی و بازمانده سیر قهقرائی اند که از بکار افتادن اراده آزاد و تحولات شدید فیزیکی بوجود آمده اند. واززاویه دید جهان بر اساس خلقت و خالق باید گفت حیات انسان بجای رهروی از جاده های اصلی و طبیعی از تنگناهای بن بست و پیچیده ای عبور نموده که به این حال و روز افتاده و با وجودیکه از ابتدای خلقت عمل گیاهخواری در جهان وجود داشته کلمه و اصطلاح گیاهخواری از سال 1842 در انگلستان به قالب و قاموس فرهنگ ریخته شده است و اصل آن از کلمه لاتین(
Vegetus) گرفته شده به معانی صحیح، سالم، قانع، تازه و شاداب. و استعمال این کلمه را عنوان بهتری شناختند تا کلمه گوشت نخورها، یا پرهیز از گوشتخواری. واز نظر فرهنگ مفاهیمی که برای این کلمه قائل شده اند عبارت است از کسانیکه از مصرف گوشت حیوانات، ماهیها و پرندگان پرهیز داشته باشند اعم از اینکه تخم مرغ و فرآورده های شیری را مصرف بکنند یا نکنند.
واصطلاحات(
Leato Vogotarian) یا (Vegan) از نظرلغوی زائد است و معنی عمیقی را نمیرساند و حتی کلمه گیاهخواری هم از مفاهیم واقعی خود باز کسری دارد و این فکر را ایجاد میکند که فقط سبزیجات تنها قلم رژیم غذائیست، در صورتیکه نیست وغذاهای بسیار زیادی وجود دارند که غذای اصلی گیاهخواران را تشکیل میدهد مثل ریشه ها( هویج، شلغم، سیب زمینی) سبزیها، ساقه ها، میوه های بته ای و تخم آن. انواع توت ها، میوه های درختی تازه و خشک و مغزه های آن. دانه ها، حبوبات و غلات. فرآورده شیری،  تخم مرغ و دیگر پرندگان و عسل که تشکیل یک صورت نا محدودی را میدهد خیلی جالب توجه تر و متعددتر از غذاهای گوشتی. زیرا غذای گوشتی یک برنامه یکنواختی است از انواع محدودی از حیوانات اهلی و ماهیانی که در شرف فاسد شدن هستند وپرندگانیکه پرشان را کنده و محتویات درونی آنرا خارج ساخته و با رنگ و بزکی که به دور و بر آن میدهند آنرا وسیله ای برای عیش وعشرت و جشنها واعیاد قرار. 

 

تاریخ گیاهخواری از نظر کتب و آثار باقی مانده به گذشته های ابهام آمیزی بر میخورد. چندین تن از متفکرین و اصلاح طلبان تاریخ رژیم بدون گوشتی را بعنوان یک اصل مسلمی در زندگی توصیه کرده اند. مذاهبی که ریشه واساس و پایه سایر مذاهب قرار گرفته اند تقدس و اتحاد و یگانگی را با حیات گیاهخواری منطبق دانسته اند. طبق نوشته های کلمنت اسقف اسکندریه خوردن غذاهای گوشتی برای کاهنان مصر قدیم ممنوع بوده است. برهمنان که پایه مذاهب هندی را تشکیل داده اند عقیده شان بر این بود که کائنات یعنی خدا و انسان بایستی با کشتن هوسها و تمایلات بدن خود را تبرک سازند. و جینیسمها که شاخه ای از مذاهب هنود  می باشد و زرتشتیان که پیدایش آنها تاریخ معینی نداشته همان عقیده را داشته و برای حیات حیوانات ارزش و احترام فراوان قائل بوده اند. مذهب بودا که در قرن ششم قبل از میلاد بوجود آمد پایه و اساس آن برعدم اذیت و آزار کلیه موجودات زنده است. و چهار صد میلیون پیرو دارد که بسیاری از آنها گیاهجواران صادق و صافی هستند بخصوص کاهنان آن. بودیسم این فلسفه اخلاقی بی آزاری یکفرقه مذهبی تازه ای نیست، بلکه یک انقلاب و سرپیچی و عنادی است بر اعمال کهنه فاسد شده برهمائی که در روزگاران گذشته از سادگی اولیه خود انحراف یافته بود. مذهب بودا از برهما( یعنی خدا حاکم بر طبیعت و تنها منبع ملکوتی حیات) سر چشمه گرفته و به موقعیتی عملی تر و قابل پیروی تر ظهور یافته است.
در جهان غرب اولین گروه متمایز گیاهخواری را پیروان فیثاغورث بوجود آوردند که شکوه و جلال بی سابقه ای به یونان شش قرن قبل از میلاد بخشیدند.
هوارد ویلیام مطالعات و تتبعات استادانه ای روی ادبیات و نوشته های گیاهخواری نمود و نتیجه مطالعات خود را در کتابی بنام عرف تغذیه انسانی ارائه داد (که مدتها است بچاپ رسیده) و تجزیه و تحلیل علمی یک رژیم غذائی بدون گوشت را تا هشت قرن قبل از مسیح یعنی تا دوران اولین گروه "اورفیک" عقب برد. ( اورفیک از مجامعی است در تاریخ اساطر یونان که به گیاهخواری علاقمند بوده اند) او همچنین از اشعار هزیود  (
Hesiodic) ارجهیت یک رژیم غذائی سالمتری را کشف کرد. در حاشیه ای از کتاب خود در مورد فیثاغورث مینویسد: "در میان اولین پیروان مکتب فیثاغورث میتوان تعدادی از متفکرین و پاکترین و نیک نفس ترین فلاسفه یونان قدیم و اخلاقیون و دانشمندان آن دوره را یافت که گیاهخوار بوده اند. بطور کلی میتوان متفکرین ارزنده ای مانند ارشمیدس که عالیقدرترین مخترع و نابغه علمی دنیای یونان قدیم و اپی کارموس که نمایشنامه نویس بزرگ کمدیهای آموزنده و تربیتی آن دوره بود نام برد.
امپدوکلس عقاید فیثاغورث را در پنج قرن قبل از میلاد ادامه داد. او بقدری در علم پزشکی تبحر داشت که در زمان حیاتش او را نیمه مقدس میدانستند. طرز معالجات او بدون دوا و واکسن بود. او عقایدش را در مورد غذا بطور وضوح شرح داده و هیچ جای شکی در موردی باقی نگذارده بطوریکه می گوید: "آیا نمیخواهید به این کشتار لعنتی خاتمه دهید. آیا نمی بینید که با بی توجهی تمام نسبت به روح خودتان خود را از بین میبرید؟ ! "

  

مکتب افلاطون را هم میتوان ادامه فلسفه فیثاغورث دانست زیرا او هم در اصول تغذیه گیاهی اصرار زیادی میورزید.
امپراطور گیاهخوار هندوستان بنام اوساکا در سه قرن قبل از میلاد که او را مظهر مذهب بودا لقب داده اند. او سومین مجمع عمومی بودائیها را تشکیل داد که یکهزار پیرو در آن شرکت کرد. در آن مجمع قانون مقدس وضع واعلام و پیروی از آن واجب گردید. وبه همه اطراف و اکناف مملکت اعلام شد و امپراطور امریه صادر کرد و وسائل طبی را در سرتا سر امپراطوری خود برای آدمیان و حیوانات بر قرار نمود.
تا ظهور مسیحیت فرقه های بزرگ مذهبی مانند اسنها یکنوع زندگی ریاضتی داشتند که غذای گوشتی را منع میکرد. شخصیتهای عالیقدری مثل هرمس، تریسمجیستس، پلاتینس، پرفیری، سنسا، اوید، دیئوجنس، سقراط، افلاطون، پلوتارک و تعداد دیگری را میتوان به فهرست گیاهخواران اضافه نمود.
مسیحیت مسئله بغرنجی است از نظرگیاهخواری، زیرا عهد جدید مسیح را ماهیخوارو گوشتخوار ذکر کرده است و برای این مسئله فصل مخصوصی اختصاص داده ایم. ولی این مطلب قابل توجه است که اولین پیشبران جهان مسحیت مانند اوریژن، ترتولین، جان کریزستم و کلمنت اسقف اسکندریه همه گیاهخوار بوده اند.
در گذشته های نزدیک شخصیتهائی مانند میلتون، پوپ، شلی، روسو، ترئو، ولتر، گلزس، نیوتون و برناردشاو بچشم میخورند. (نگاه کنید به بخش شخصیتهای تاریخی) همه این شخصیتها نشان داده اند که تکامل فکر احتیاجی به غذای گوشتی ندارد. گیاهخواران ورزشکاران ازدوندگان مسابقات ماراتون یونان گرفته تا شناگران و وزنه برداران و کشتی گیران و دوندگان و دوچرخه سواران مدرن امروز عملأ نشان داده اند که میتوان بدون استفاده از محصولات کشتارگاه به اوج تندرستی رسید.
کمی پس از شناسائی کلمه گیاهخواری در سال 1842 اولین سازمان گیاهخواری بوجود آمد و تغذیه بدون گوشت را ترویج نمود، این سازمان در سال 1847 درمنچستر پایه گذاری شد و انجمن گیاهخواران نام گرفت.

 

جمعه 20 مهر 1386

آیا حذف گوشت و تخم مرغ از برنامه غذایی برای سلامتی مضر است؟
معمولاً هنگامی که از گیاهخواری صحبت به میان می آید بسیاری از افراد نگران سلامتی خود می گردند و بلافاصله یک رژیم غذایی فاقد گوشت را رد می کنند، زیرا بسیاری عقیده دارند که یک رژیم غذایی فاقد گوشت و تخم مرغ، فاقد مواد غذایی کافی برای رشد بدن و بخصوص فاقد مقدار کافی پروتئین می باشد. این موضوع برای والدین از حساسیت خاصی برخوردار است و اکثر قریب به اتفاق آنان تصور می کنند، اگر به کودکان خود گوشت ندهند رشد و سلامتی آنها مورد مخاطره جدی قرار خواهد گرفت، و به این دلیل علاقه و توجه خود را به فرزندان ، بصورت تغذیه هر چه بیشتر آنان با سوپ مرغ و گوشت و آبگوشت ابراز می دارند.
ولی آیا واقعاً یک رژیم غذایی فاقد انواع گوشتها (قرمز، سفید، دریایی) و تخم مرغ از نظر مواد مغذی، بخصوص پروتئین ها، دچار کمبود است و سلامتی انسان را به خطر می اندازد؟ متاسفانه در بسیار از بحث ها و گفتگوها میان طرفداران و مخالفین تغذیه گیاهی، صحبت به نوعی بحث عقیدتی و تعصب آمیز می انجامد، ولی خوشبختانه امروز تغذیه بصورت یک علم در آمده که به کمک اطلاعات و روش های شیمی، زیست شیمی و زیست شناسی، دیگر جائی برای بحث و جدل های عقیدتی و تعصب آمیز غیر علمی باقی نمی گذارد.


از دیدگاه علم تغذیه ماده غذایی ترکیبی است که از نظر کیفی و کمی احتیاجات انسان را به منظور نگهداری و رشد سلولها، تنظیم فرآیندهای زیست شیمیائی و تامین انرژی برآورده می سازد. غذای مناسب انسان می باید شامل 50 الی 60 ماده مغذی باشد تا احتیاجات مذکور را تامین نماید. این مواد مغذی را می توان در شش دسته عمده جای داد.
- پروتئین ها
- کربوهیدرات ها
- چربی ها
- مواد معدنی
- ویتامینها
- آب

فقط هنگامی که مواد مغذی فوق الذکر به اندازه کافی جذب بدن گردد، بدن قادر به حداکثر بازدهی و کارکرد خواهد بود. اگر یکی از مواد مغذی اصلی برای مدت زمانی از رژیم غذایی حذف گردد انسان دار بیماریهای گوناگونی خواهد شد که نوع بیماری بستگی به ماده مغذی حذف شده و یا کمبود آن خواهد داشت .
برای پاسخ به این سئوال که آیا حذف گوشت و تخم مرغ از برنامه غذایی برای سلامتی مضر است یا خیر، هر کدام از شش دسته مواد مغذی را که در بالا به آنها اشاره گردید، به طور اجمالی بررسی، و منابع اصلی تهیه آنها را ، با توجه به حذف انواع گوشت و تخم مرغ ذکر، و در موارد لازم از نظر کمی با گوشت مقایسه خواهیم کرد. ولی قبل از آن یاد آور می گردد که گرچه در یک رژیم غذایی سالم گیاهی جائی برای گوشت و تخم مرغ وجود ندارد، ولی می باید از شیر و انواع لبنیات استفاده کافی بعمل آید تا از نظر تأمین برخی از پروتئین ها و آمینواسیدهای ضوری و سایر ترکیبات مورد نیاز بدن کاستی بوجود نیاید .

پروتئین ها
ماده اصلی هر کدام از سلول های بدن، اعم از استخوان، عضله، خون و آنزیم را پروتئین ها تشکیل می دهند، بنابراین یک تغذیه سالم می باید پروتئین های لازم برای نگهدای، رشد و ترمیم یاخته ها و بسیاری از مکانیسم های دیگر زیست شیمیائی را فراهم آورد. هنگام هضم غذا، پروتئین های موجود در آن به ترکیبات ساده تری تبدیل می گردند که به آنها آمینواسید می گویند. تعداد آمینواسیدهائی که بطور متعارف در غذاها وجود دارد 18 عدد است. پروتئین های غذایی دارای حدود 16% ازت می باشند که عمده ترین عنصر موجود در پروتئین است و سایر عناطر تشکیل دهنده آنها عبارتند از کربن، هیدروژن، اکسیژن و در برخی موارد گوگرد و ید .
گیاهان و برخی از باکتری ها قادرند از نمک های گوناگون آمونیوم، پروتئین خود را سنتز کنند، ولی بسیاری از موجودات زنده و پستانداران می باید ازت را بصورت آمینواسید دریافت کنند. البته پستانداران نیز می توانند از نمک های آمونیم پروتئین سنتز کنند، بشرطی که در غذاهای آنان برخی از آمینواسیدهای خاص وجود داشته باشد. این آمینو اسیدها بنام آمینواسیدهای « ضروری » معروفند.
برای انسان هشت آمینواسید ضروری محسوب می گردد که عبارتند از:

لوسین - Leucine
ایزولوسین - Isoleucine
متونین - Methionine
والین - Valine
ترئونین - Threonine
فنیل آلانین - Phenylalanine
تریپتوفان - Tryptophan
لایسین - Lysine

اگر تمام آمینواسیدهای ضروری در رژیم غذایی انسان موجود باشد و ازت و سایر عناصر غذایی نیز به اندازه کافی برای بدن فراهم گردد، آنگاه بدن قادر است تمام پروتئین ها و آمینواسیدهای لازم را سنتز و استفاده نماید، ولی اگر یک یا چند آمینواسید ضروری برای مدتی از رژیم غذایی حذف گردد و یا مقدار آنها نقصان یابد در اینصورت تدرجاًً سنتز و کاربرد سایر پروتئین ها و آمینواسیدها در بدن دچار اختلال شده و می تواند باعث ضعف و بیماری گردد. بنابراین یک برنامه غذایی صحیح و کامل از نظر پروتئین، باید دو نکته را در برداشته باشد، دوم آنکه تمام آمینواسیدهای ضروری به اندازه کافی در آن وجود داشته باشد تا سنتز پروتئین ها کامل گردد .
در این جدول مقدار پروتئین موجود در برخی از منابع عمده پروتئین حیوانی و گیاهی مقایسه گردیده است. مقادیر داده شده در جدول مقادیر کل پروتئین، بر حسب گرم پروتئین در صد گرم ماده غذایی می باشد.

میزان پروتئین (%) 
نوع ماده غذایی 
میزان پروتئین (%) 
نوع ماده غذایی 
میزان پروتئین (%) 
نوع ماده غذایی 
54-70
انواع سویا
(کنجاله) 
ماست 
20
گوشت گاو 
6-8
انواع برنج 
70
کشک 
11
گوشت گوسفند 
10-12
انواع گندم 
17/3
مغز بادام بوداده 
17/5
گوشت مرغ 
6-12
انواع آرد گندم 
28/6
بادام زمینی 
18-24
انواع ماهی 
6-9/5
انواع نان 
21
مغز پسته بوداده 
12/5
تخم مرغ کامل 
7
ذرت 
29/5
تخمه کدو 
16
زرده تخم مرغ 
10
جو 
23
تخمه هندوانه 
18-27
انواع پنیر سفید 
20-29
انواع حبوبات 
15
مغز گردو خشک 
4
شیر گاو 

همانطور که در این جدول مشخص می گردد اگر گوشت و تخم مرغ از رژیم غذایی حذف گردد، نه تنها از نظر پروتئین کمبود بوجود نمی آید، بلکه در موارد متعددی، میزان پروتئین موجود در مواد غذایی گیاهی و لبنیات، بمراتب بیشتر از پروتئین موجود در گوشت و تخم مرغ است .
البته ذکر این نکته ضروری است که برخی از پروتئین های گیاهی از نظر گروه آمینواسیدهای ضروری دچار کمبود هستند، ولی تعدادی از آنها نیز دارای میزان کافی آمینواسید ضروری می باشند و اگر رژیم غذایی گیاهی با شیر و پنیر و سایر انواع لبنیات نیز توام گردد، مطمئناً از نظر میزان پروتئین و آمینواسیدهای ضروری کوچکترین کمبودی به وجود نخواهد آمد .
برای مقایسه، در جدول زیر میزان آمینواسیدهای ضروری موجود در گوشت و تخم مرغ و شیر و برخی منابع پروتئین گیاهی ارائه گردیده است. لازم به تذکر است که در جدول زیر از میان لبنیات فقط شیر بعنوان مقایسه ذکر گریده است، در صورتی که میزان پروتئین و آمینواسیدهای ضروری موجود در پنیر و کشک بمراتب از شیر بیشتر می باشد. مقادیر ذکر شده در این جدول میزان آمینواسید ضروری، بر حسب گرم در یک گرم ازت موجود در ماده غذایی مربوطه است .

آمینواسیدهای ضروری 
مواد غذایی 
والین 
تریپتوفان 
ترئونین 
فنیل آلانین 
متیونین 
لیسین 
لوسین 
ایزولوسین 
0.33
0.08
0.28
0.26
0.15
0.51
0.49
0.32
گوشت 
0.33
0.06
0.28
0.23
0.18
0.56
0.47
0.32
ماهی 
0.45
0.11
0.33
0.33
0.19
0.42
0.56
0.36
تخم مرغ 
0.44
0.09
0.29
0.32
0.15
0.49
0.62
0.39
شیر گاو 
0.26
0.08
0.18
0.34
0.10
0.12
0.44
0.23
آرد سفید 
0.41
0.09
0.24
0.30
0.13
0.19
0.51
0.29
برنج 
0.31
0.09
0.23
0.31
0.09
0.21
0.43
0.24
جو 
0.35
0.05
0.26
0.31
0.13
0.19
0.75
0.25
ذرت 
0.30
0.08
0.22
0.34
0.07
0.37
0.51
0.29
سویا 
0.30
تا
0.50
0.05
تا
0.15

0.15
تا
0.25

0.20
تا
0.35
0.05
تا
0.35
0.15
تا
0.25
0.40
تا
0.45
0.20
تا
0.40
گردو و انواع بادام ها 

همانطور که در جدول می بینید اگر انواع گوشت و ماهی و تخم مرغ از رژیم غذایی حذف گردد، از نظر آمینواسیدهای ضروری نیز به هیچ وجه کمبودی بوجود نمی آید، زیرا تقریباً در تمام مواد، میزان آمینواسیدهای ضروری موجود در منابع پروتئین گیاهی ذکر شده در جدول و شیر و لبنیات، بیشتر از میزان آمینواسید ضروری مشابه موجود در گوشت و تخم مرغ است.
در مورد پروتئین باید به این نکته نیز توجه داشت که مصرف زیاده از حد آن نه تنها به سلامتی و رشد بهتر بدن کمک نمی کند، بلکه باعث بوجود آمدن بیماریهایی نیز می گردد، زیرا ازت موجود در پروتئین مازاد بر احتیاج، در بدن به اوره و اسید اوریک تبدیل می گردد که برای سلامتی بسیار مضر می باشند .
برای آنکه بدن بتواند پروتئین را به بهترین وجه و با بالاترین بازدهی مورد استفاده قرار دهد، می باید مقدار کافی کربوهیدرات و چربی نیز از طریق غذا برای بدن فراهم گردد. میزان پروتئین مرود نیاز بدن با توجه به شرایط زندگی، شرایط اقلیمی، سن و نوع کار بسیار متفاوت می باشد. ولی برای یک انسان بالغ به وزن 70 کیلوگرم حدود 65 گرم پروتئین در روز، یک میانگین متعارف محسوب می گردد. هر گرم پروتئین اضافی در حدود 4 کالری حرارت و مقداری اوره و اسید اوریک در بدن ایجاد می کند .

کربوهیدرات ها
کربوهیدرات ها که انرژی مورد نیاز بدن را برای گرم نگه داشتن و انجام حرکات و فعالیتهای گوناگون تأمین می کنند، بطور متعارف در حدود نیمی از کالری تغذیه شده به بدن را تشکیل می دهند. میزان انرژی ایجاد شده در بدن توسط یک گرم کربوهیدرات در حدود 4 کالری می باشد. بنابراین مثلاً یک مرد بین 23 الی 50 سال و به وزن 70 کیلوگرم و قد 178 سانتیمتر که به 2800 کالری در روز احتیاج دارد، می باید نیمی از آن، یعنی 1400 کالری، را از طریق خوردن 350 گرم کربوهیدرات قابل هضم در روز تأمین نماید. میزان انرژی مرود نیاز انسان از یکسالگی تا سن کهولت با توجه به جنسیت، قد، وزن و سن بین 900 کالری الی 3900 کالری در روز متغیر است.
منابع عمده تأمین کربوهیدرات ها عبارتند از: غلات (55%)، شکر (25%)، سبزیجات (10%)، میوه ها (5 %)، و شیر و لبنیات (5%). این مواد مغذی علاوه بر تأمین کربوهیدرات ها، منابع عمده تأمین مواد معدنی و ویتامین ها نز می باشند، ولی کربوهیدراتهای تصفیه شده نظیر شکر سفید، برنج پوست گرفته و نشاسته ذرت، کربوهیدراتهای تقریباً خالص می باشند که فقط ایجاد انرژی می نمایند.
کربوهیدراتها از جهات دیگری نیز دارای اهمیت می باشند و وجود آنها در رژیم غذایی ضروری است، زیرا نه تنها طعم و مزه و بو و حالت غذا را بمیزان قابل توجهی بهبود می بخشند، بلکه برخی از انواع کربوهیدرات ها باعث می گردند که میکروارگانیسم های ویژه ای در روده رشد نمایند که آنها نیز به نوبه خود باعث هضم بهتر غذا می شوند. برخی از کربوهیدرات ها، نظیر سلولز، بدون تغییر از بدن دفع می گردند و باعث می شوند دفع فضولات بدن تسهیل شود. علاوه بر اینها، برای آنکه چربی ها در بدن با بازدهی کامل مصرف گردند، بدن به کربوهیدرات ها نیاز دارد. و هنگامی که میزان کربوهیدات در رژیم غذایی کافی نباشد، یکی از مکانیسم های اصلی متابولیسم، یعنی اکسایش اسیدهای چرب، دچار اختلال می گردد .
با توجه به توضیحات بالا کاملاً روشن است که یک رژیم غذایی فاقد گوشت و تخم مرغ از نظر تأمین کربوهیدرات ها – که در سلامت انسان و تغذیه صحیح نقش عمده ای را دارند – نیز یک رژیم غذایی کامل محسوب می گردد و کاستی ایجاد نمی کند.

چربی ها
چربی ها و روغن ها، منبع عمده انرژی غذایی هستند زیرا هر گرم چربی یا روغن 9 کالری انرژی ایجاد می کند و 40% الی 50% از کالری تغذیه شده به بدن را معمولاً این گروه از مواد غذایی تشکیل می دهند. البته متخصصین تغذیه عقیده دارند که از مصرف چربی و روغن زیاد باید احتراز نمود و توصیه نموده اند که یک انسان بالغ به وزن 70 کیلوگرم نباید بیش از 700 کالری چربی در روز – معادل 65 گرم چربی یا روغن – مصرف نماید.
اهمیت چربی ها در غذا، علاوه بر تأمین انرژی مورد نیاز بدن، خاصیت حلالیت و انتقال دهندگی آنها در مورد ویتامینهای محلول در چربی ها است، و به این دلیل، مورد نیاز بدن محسوب می گردند. بعنوان مثال اسید آراچیدونیک و اسید لینولئیک برای رشد بدن و سلامت پوست ضروری می باشند .
منابع عمده تأمین چربی و روغن عبارتند از: روغنهای مایع یا جامد گیاهی، روغن زیتون، کره، ماگارین، گردو و انواع بادامها، خامه، پنیر و شکلات. البته تخم مرغ و چربی های گوشت نیز جزو منابع چربی محسوب می گردند .

مواد معدنی
مواد معدنی گوناگون بصورت ترکیبات و کمپلکسهای کربوهیدراتها، اسیدهای آلی و پروتئینها در بدن تمام موجودات زنده، اعم از گیاه و حیوان، بدون استثناء وجود دارند و برای ساختار استخوان و دندان ضروری می باشند. این مواد معمولا بصورت محلولهای آبی در تمام یاخته ها و مایعات بدن وجود دارند و در تنظیم اعمال و فرآیندهای حیاتی بدن نقش مهمی را ایفا می کنند .
مواد معدنی که در مقادیر زیاد، مورد نیاز بدن می باشد عبارتند از: کلسیم، کلر، منیزیم، پتاسیم، سدیم، فسفر و گوگرد. مواد معدنی که بصورت مقادیر جزئی مورد نیاز بدن می باشد عبارتند از: کبالت، مس، ید، آهن، منگنز، سلنیوم و روی. علاوه بر اینها پژوهشتهای گوناگون نشان می دهد که به احتمال قوی کروم، فلوئور و مولیبدن نیز در فرآیندهای زیستی و متابولیسم بدن انسان نقشی را بعهده دارند.
منابع عمده تأمین مواد معدنی مورد نیاز بدن عبارتنداز: شیر، غلات، سبزیجات، میوها، گردو و انواع بادام. در گوشت و تخم مرغ نیز مواد معدنی مورد نیاز بدن وجود دارند ولی مهمترین منبع تأمین کننده این مواد شیر می باشد .

ویتامین ها
ویتامین ها یک سری ترکیبات آلی گوناگون با فرمولهای کاملاً متفاوت می باشند که برای عملکرد سالم و حداکثر کارآیی بدن و جذب سایر مواد غذایی، مقادیر جزئی از آنها ضروری است. هر ویتامین نقش خاصی را در بدن بعهده دارد و همه آنها می باید از طریق مواد غذایی وارد بدن گردند، زیرا بدن خود قادر به سنتز آنها نمی باشد. ویتامین ها دو دسته اند: ویتامنهای محلول در چربی ( شامل ویتامن های A-D-E ) و ویتامین های محلول در آب ( شامل ویتامین C و گروه ویتامین های B ). تمام ویتامینهای مورد نیاز بدن به اندازه کافی در یک رژیم غذایی گیاهی شامل غلات، حبوبات، سبزیجات، میوه ها، شیر و سایر لبنیات موجود می باشند .
برخی تصور می کنند که منبع ویتامین های گروه ب، بخصوص B12، گوشت و بطور عمده جگر می باشد. این عقیده به هیچ وجه درست نیست. بعنوان مثال منابع غیر گوشتی برخی از ویتامینهای گروه ب عبارتند از:
ویتامین B1 : شیر، تمام سبزیجات و آجیل
ویتامین B2: شیر، پنیر، سبزیجات
ویتامین B3: حبوبات، بادام زمینی و روغن آن
ویتامین B4: غلات
ویتامین B5: شیر و لبنیات، حبوبات و جو پوست نکنده
ویتامین B6: سیب زمینی و جو
ویتامین B7: در اکثر غذاها وجود دارد و در بدن نیز ساخته می شود
ویتامین B8: حبوبات و آجیل
ویتامین B9: شیر، سبزیجات و غلات پوست نکنده
ویتامین B12: شیر و لبنیات

آب
یک قسمت عمده از سلولهای بدن را آب تشکیل می دهد و در هضم و جذب غذا، انتقال مواد غذایی به سلولها، دفع مواد زائد بدن و تنظیم دمای بدن نقش عمده ای را بعهده دارد. 60% از بدن انسان از آب تشکیل شده است و از طریق مکانیسم تشنگی، غلظت نمک در بدن همواره در حدود 9/0 % باقی می ماند. آب بدن علاوه بر آنکه از طریق نوشیدن آب آشامدنی و نوشیدنی های گوناگون تأمین می شود، از طریق غذاهای پخته و خام (میوه ها و سبزیجات) و اکسایش غذاها در بدن نیز تأمین می گردد.
نتیجه گیری بررسی که در بالا بطور اجمالی به آن اشاره گردید نشان دهنده آنست که یک رژیم غذایی شامل انواع غلات، حبوبات، دانه ها، میوه ها، سبزی ها و شیر و لبنیات از نظر علم تغذیه، یا بعبارت دیگر از نظر تأمین تمام مواد مغذی مورد نیاز بدن، یک برنامه غذایی کامل و بی نقص را تشکیل می دهد.  

جمعه 20 مهر 1386

چرا غذاهای گوشتی ناسالم است؟
در میان چیزهائیکه در زندگی روزمره بدان مشغولیم بعد از تنفس، خوردن از همه مهمتر است. مقاومت انسان در گرسنگی تا این حد است که دیده شده تا چند هفته هم می توان بدون غذا زنده ماند، ولی بدون آب تا چند روز و بدون اکسیژن تا چند دقیقه بیشتر نمی توان زندگی کرد .
ما در زمانی زیست می کنیم که دنیای طب در کار خود متحیر مانده است. از ازدیاد ناسلامتی و امراض بیشماری که موجودیت ما را به قهقرا می برد، سیل داروها، واکسنها، اعمال جراحی و از جلوگیری گسترش بیماریها عاجز مانده ایم. و امراضی که مستقیم با تغذیه مربوط هستند دائما رو به ازدیاد است .
احساس ما بر این است که باید روی اثر خوراکیها بر بدن توجه عاجلی افکنده شود. گذشته از تاثیر زیان آور زندگی غیر طبیعی در شهرهای پر از دود و نشستن تمامی روز در سر میزهای اداری و نظائر آن سلامتی ما به چیزهائی که می خوریم و می آشامیم نیز بستگی دارد .
بدن انسان ابزار بسیار حساسی است و مثل همه دستگاه های مکانیکی که وظائف خود را انجام می دهد احتیاج به نیرو دارد. نیرویی که آنرا بکار بیاندازد. انسان و حیوانات انرژی خود را بیشتر از مواد قندی و نشاسته ای و چربیها بدست می آورند. خود ساختمان بدن توسط اعمال دگرگون کننده ای ( که د رآنها فلزات، ویتامینها و پروتئینها نقش مهمی بازی می کنند) نگهداری می شود .
اگر یکی از این پایه ها که جزء احتیاجات دائم بدن است برای مدت مدیدی بدن از دسترسی بدان محروم ماند گرفتار امراض ناشی از کمبودی می گردد و نتیجه اش کمتر از قاعده کار کردن اعضائی می گردد که نابودی و مرگ آن عضو را در بر دارد. کمبود کلسیم به ساختمان استخوان، دندان و غیره ضرر می زند. بهبودی بیشتر حالات فقط با تغذیه موادی که دارای شبه فلزات و ویتامینهایی که انسان کمبود آنرا دارد میسر است. بدن می تواند بدون آنکه غذا به آن برسد مدتی بخوبی کار کند چون از ذخایر انباشته استفاده می کند مثل وقتیکه برای انجام فعالیتهای دگرگونی شیمیائی از کلسیمی که در دندانها و استخوانها ذخیره شده است استفاده می کند ولی باید دانست که این غارتی است که روی ذخیره آنها انجام می گیرد. ذخایر دیر یا زود انتها می پذیرد. عمل سیر قهقرائی شروع می شود. معالجه مشکل می گردد. و ما ناگهان خود را در بیمارستان می یابیم. در حالی که یک قسمت از مکانیسم بدن ما از کار افتاده است .
از طرفی اگر روی مواد غذایی و مخصوصاً موادی که دستگاه گوارش انسانی برای مواجه با آن ساخته نشده زیاده روی شود و اینعمل ادامه یابد روی اعضای دفع کننده فشار خواهد آمد. چون تمام مواد زائد باید به یک طریق دفع شوند، مثلا از طریق روده، کلیه، مثانه، غدد تعرقی و ریه ها .


با وجود اینکه دستگاه های گوارشی و دفعی ما مقاومت زیادی دارند باز هم مقاومت آنها حدی دارد که بعد از آن حد دیگر نمی تواند بخوبی کار کند. در اینجاست که جریان خون که خودش دستگاه نقاله ایست و عناصر را بجای لازم منتقل می سازد و مواد فاسد شده زائد را جمع می کند، وقتی از مواد سمی زیادتر از حد گنجایش خود اشباع شد حالت قلیائی خود را از دست می دهد و دیگر قادر نیست وظائف خود را بخوبی انجام دهد. پس ناچار از زیر بار شانه خالی می کند یعنی مواد شیمیائی را در قسمتهای مختلف بدن جا می گذارد تا منتظر فرصتی برای متفرق ساختن آن باشد. بهمین علت است که وقتی معده را از غذا تهی نگه می دارند مثل ایام روزه، خون شروع به پاک کردن سموم و کثافات ته نشین شده می نماید. درمان طبیعی روی این حقیقت ساده بنا شه است. مثلا سبب رماتیسم رسوب بلورهای اسید اوریک در مفاصل و بافتهای نرم است. وقتی که مجاری معمولی دفع مافوق طاقت خود کار کرده و گرفته شود اعضای دیگر برای انجام این عمل بکار گرفته می شوند. و این عمل هر چند که از طرفی سبب آسودگی داخلی می شود ولی ایجاد ناراحتیهای دیگری می نماید. پرده های مخاطی که در حقیقت ادامه پوست بیرونی بطرف داخلی هستند بوسیله زیاده روی در دفع مواد بلغمی که ما نام آنرا سرماخوردگی می گذاریم کمک می کنند و تحریک باکتریهای وارد شده همان اثر رادر پرده های ضعیف شده دارد. از خود پوست هم بغیر از منافذ تعرق کارهای دیگری انجام می گیرد مثل جوشها و لکه ها و به اصطلاح امراض جلدی که در دفع چرکها و اضافه مواد بلغمی کمک می کند. خلاصه آنکه بسیاری از علائم امراض محصول نهائی عدم توازن داخلی است که علت آن زیادی یا کمبود مواد معینی در بدن است
دکتر دوکلاس لاتو طبیب امراض زنانه و داخلی در این موضوع تاکید نموده می گوید: « خیلی کم اشخاص درک می نمایند که علت اصلی امراض در تغذیه ناقص است. و خیلی از پزشکان هم خودشان قادر به درک این مطلب نیستند. بیشتر اشخاص وقتی به اثر غذاها ایمان می آورند که اثر آن مثل الکل یا پرخوریهای ایام عید آنی و زود اثر باشد. اطبه متوجه شده اند که اگر بیماری از کمبود آهن دچار کمخونی و از کمبود ویتامین « د» دچار نرمی استخوان و از کمبود ویتامین « س » دچار اسکوربوت شده تقصیر نحوه تغذیه است و او را با تعویض غذا براحتی مداوا می کنند. اما اگر بیمار دارای ذات الریه، درد قلب، ورم مفاصل، آسم، سرطان یا امراض زیاد دیگری شد تشخیص نمی دهند که علت اصلی در تغذیه ناقص باشد .
حال برویم بر سر مشاهده تغیرات و دگرگونیهائی که روی موجودیت انسان واقع خواهد شد: چناچنه او موقعیت خود را از میوه خواری و تغذیه طبیعی به جهان همه چیز خواری تغیر دهد.

1 - نوع رستنی میکروبهای گیاهی تغیر خواهد یافت و قسمت عمده آن از نوع میکروبهای گندنده تشکیل خواهد شد. ولی روده دراز که برای چنین تغذیه ای شایستگی ندارد تغیر نیافته همچنان باقی خواهد ماند. حتی قسمت عمده غذای یک گوشتخوار از مواد نباتی تشکیل می شود که برای تجزیه و دگرگونی خود به نوع مخصوصی از میکروبها احتیاج دارد. و به این علت کشش مخصوص در جهاز هضم ایجاد گشته و جریان خون مجبور می گردد که مقدار بیشتری از انرژی خود را برای برطرف کردن عناصر غیر طبیعی بکار اندازد. و به این علت مجبور است در وظائف دیگر خود قصور ورزد. چون مقدار زیادی از مواد سمی که امکان داشت بوسیله روده کوتاه در مدت کمی دفع گردد زمان بیشتری در روده ها مانده و همراه با مواد غذائی جذب می گردد.

2 - در روده های یک حیوان گیاهخوار در اثر فعل و انفعالات جهاز هضم مقدار زیادی ویتامین (B12) درست می شود که فقط کمی از این ویتامین را در غذاهای گیاهی می توان یافت. و تنها مقدار کمی از سموم گوشتی قادر است از توسعه طبیعی ویتامین ( B12) جلوگیری نماید. پس در حقیقت بایست مقدار زیادی گوشت خورد مخصوصاً جگر را که دارای ویتامین است تا کمبود ویتامین ( B12) که یکی از عوامل کم خونی است جبران گردد. و بهمین علت است که این مرض در میان اشخاصی که کم گوشت می خورند رایج تر است .

3 - پس هر چند که مقدار پروتئین دست دوم از گوشت بدست می آید ( مهمترین عنصر غذائی در گوشت) ولی آنهم توام با مواد دیگری است که به هیچ وجه مغذی بشمار نمی آید
الف - وقتی حیوانی را می کشید مقداری از سمها در جریان خون او باقیست که جریان خون حیوان مشغول دفع آن بوده و وقتی انسان از این گوشت تغذیه می کند این سموم را می خورد و به این وسیله به سازمان بدن خودمان مقداری کار اضافی میدهیم که دفع مواد ناخواسته حیوان دیگری بوده است. در ضمن وقتیکه حیوان را می کشند در حین کشتار مقداری سم از ترس وارد جریان خون او می گردد. ( این یک عمل طبیعی است که بدن موجودات برای محافظت خود نشان می دهند) و بهمین علت است که مردم از شوک و ناراحتیها دچار غش می گردند .
ب- در همان حینی که حیوان در حال مرگ است گندیدگی در جسد شروع می شود. از هم پاشیدگی بدن یک جریان طبیعی است و تشابه بیشتری به زمین جنگل دارد تا با دستگاه گوارش انسان. چون میکروبهائی در آن در حال رشد هستند که می توانند هر 15 دقیقه در حرارت بدن زاد و ولد نمایند و تنها وسیله جلوگیری از زاد و ولد آنها تبرد است. بیش از 90% تمام موارد شناخته شده مسمومیتهای غذائی بوسیله این میکروبهای گنداننده ایجاد می شوند. و این نشان می دهد که مقاومت مبارزه ما با میکروبهای حمله ور حدودی دارد. می توان گفت که پختن میکروبها را می کشد. ولی اجساد آنها کاملا سمی هستند و میکروبهایی که روی گوشت پخته شده توسعه می یابد کشنده می باشند.

4 - حیوانات اهلی دارای امراض بسیار زیادی هستند مانند امراض مسری سقط جنین آور، تب خوک، امراض دهان، التهاب پستان و سرطان که علت آن بطور کلی زندگی غیر طبیعی و تغذیه اجباری و سوء استفاده از اعمال جنسی و زاد و ولد عجولانه است. کشف امراض زیادی مانند سرطان و سل روی لاشه ها خیلی مشکل است مگر اینکه آزمایش دقیق پس از کشتار بعمل بیاید که آن هم کمتر انجام می گیرد. و می توان گفت 60% اجساد کشته غیر قابل مصرف برای تغذیه انسانی تشخیص داده می شود. و بافتهای مریض و ویروسهایی که به همراه آن است همراه غذا وارد معده می شود .

5 - شدت و ازدیاد چربیهای حیوانی در روده ها مانع از جذب کلسیم می شود و با وجود اینکه کلسیم در خیلی از غذاها وجود دارد عموم مردم از کمبود کلسیم رنج می برند. ( یکی از دلایل مهم خرابی دندان همین کمبود کلسیوم است.)

6 - چربی حیوانی دارای کلسترل می باشد که یکی از مسببین بیماری « تصلب شرایین » که یکی از بیماریهای قلبی است که رو به ازدیاد است. مثلا درد شریانها مربوط به آن می باشد .
واضح است که ما فکر می کنیم گوشت منبع خوبی برای پروتئین نمی باشد. سالهای درازی تصور می شد که پروتئین درجه یک، یکی از عناصر اصلی غذایی است که فقط از گوشت بدست می آید. ولی در سال 1955 مجله مخصوص داروشناسی به این عقیده خاتمه داد.
اصطلاحات پروتئین درجه اول و پرتئین درجه دوم در حین جنگ جهانی اول بوجود آمد و پایه آنها بر تجربه ناکامل پروتئین خالص و آزمایشات نارسا بر موشهای بزرگ پایه گذاری شده بود. این اصطلاحات حالا بی معنی شده اند و باید بدور ریخته شوند. چون پروتئینها معمولا در روده ها درست نمی شوند بلکه بوسیله خوردن غذاها بدست می آیند. منبع اصلی آن در جهان نباتات است. حیوانات قوی بنیه ای که مقاومت و هیکل بزرگ دارند احتیاجات خود را از این چشمه کسب می کنند. بدون اینکه از مضراتیکه از خوردن گوشت ایجاد شود متضرر شوند.
پس هر چند علل دیگری هم برای بیمار شدن وجود دارد مانند ناراحتیهای عصبی و روانی ولی گوشتخواری مؤثرترین منبع عوامل ناخوشی ها است. از اینکه بیشتر مردم جهان کوشش کرده اند همه چیز خوار باشند دلیلی نیست و نمی رساند که سلامتی خود را نگهداشته و مفت بدر رفته اند.

جمعه 20 مهر 1386

دلایل گیاه خوار بودن انسان
چند دلیل زیر مقداری از دلایل بسیار زیادی است که ثابت می کند انسان بطور حتم جزو گیاهخواران می باشد و اشتباهاً از روی حرص، شهوت و یا شاید هم بخاطر اجبار در دورانی که یخبندان سطح کره زمین را پوشانده بود به این تغذیه غلط روی کرد و تابکلی دست از این عادت مضرش بر ندارد روی سلامت و آرامش را نخواهد دید. آنچه مسلم است در طبیعت هر چیز در جای خاص خودش قرار دارد. یک گیاه برای مرداب درست شده و دیگری برای بیابان. ساختمان دهان یک جانور برای چریدن است و دیگری برای دریدن. انسان موجودی نیست که ساختمان بدنش چیزی مقایر با قوانین طبیعت باشد. او نیز زاده طبیعت است و وابستگی نزدیکی به طبیعت داد. هر گاه او را رو یهمرفته با سایر جانوران مقایسه کنیم می بینیم نه شبیه است به جانوران درنده و نه به حیوانات چرنده. بلکه ساختمان بدن او بسیار نزدیک است به ساختمان میمونهای میوه خوار.
دلیل اول
در طبیعت آن دسته از پستانداران که آب را هنگام نوشیدن لیس می زنند مثل گربه، ببر، خرس و گرگ، گوشتخوار هستند و هر کدام که آب را می مکند یا هورت می کشند مانند گاو، فیل و انسان گیاهخوار می باشند .
دلیل دوم
انسان و بقیه گیاهخواران قادرند آرواره پائین خود را بدون تکان دادن سر علاوه بر بالا و پائین به طرفین نیز تکان دهند در حالیکه درندگان از حرکات جنبی فکین که جهت آسیاب کردن دانه به گیاهخواران داده شده عاجز می باشند.
دلیل سوم
آرواره جانوران گوشتخوار دارای دندانهای شمشیری شکل هست که به دو دندان نیش بزرگ برای پاره کردن مجهز است این آرواره ها بسیار پر قدرت و خرد کننده می باشند، اما در گیاهخواران دندانها صاف و مسطح هستند و دندانهای کلبی همسطح بقیه دندانهاست، آرواره ها ضعیف هستند و برای فشارهای شدید طراحی نشده اند. نوع دندانهای انسان او را جزو لاینفک گروه گیاهخواران قرار می دهد. (این تفاوت حتی در مینای دندانها هم مشاهده می شود) .
دلیل چهارم
در ساختمان بدن گوشتخواران بعلت قابلیت فساد پذیری سریع گوشت طول روده ها کوتاه است تا حیوان بتواند هر چه زودتر آنرا دفع نماید. زیرا غذاهای گوشتی پس از هضم در روده محیط بسیار مناسبی برای رشد باکتریهای مواد آلی از هم پاشیده و فاسد شده بوجود می آورد. گیاهخواران منجمله انسان دارای روده های درازی می باشند برای اینکه مواد غذایی به آهستگی مواد مغذی را پس می دهند، و از اینجاست که تغایر غذای یک گوشتخوار با گیاهخوار مشهود می گردد. تبدیل و هضم غذای گیاهخواران به وسیله انفعالات تخمیری با همراهی دسته های مختلف میکروبهای گیاهی انجام می گیرد. با این تفاوت که آن دسته از میکربها که برای گوشتخواران مناسب است برای گیاهخواران مناسب نیست. حتی اگر بدن برای تعدیل آن کوشش کند. این ثابت می کند گوشت یک غذای اشتباه و مضر برگیاهخواران می باشد .
دلیل پنجم
معده انسان و عضلات آن بسیار ظریف و حساس است و به هیچ وجه قادر به هضم کامل غذاهای گوشتی نیست در حالیکه معده خشن گوشتخواران با عضلات پولادینش کار اصلی هضم را انجام می دهد. این اساسی ترین دلیل برای هضم نکردن غذا، یبوست و دل درد در آدمهائیست که از گوشت برای خوراک استفاده می کنند .
دلیل ششم
ترشح غده های معده و لوزالمعده انسان و بقیه حیوانات گیاهخوار به بافتهای گوشت بسیار کم اثر است و نمی توانند قادر باشد مانند ترشحات غدد یک درنده، گوشت (و همچنین استخوان حیوانات) را نرم و حل کنند.
دلیل هفتم
گوشت دارای ازت زیادی است که دفع آن از عهده کبد جانوران گیاهخوار ساخته نیست و همین علت اصلی امراضی چون نقرس و ناراحتیهای کبدیست که بکرات نزد افراد گوشتخوار دیده می شود، بوی بد دهان و بعضی از انواع سردردها و سرگیجه ها نیز زائیده همین سبب است .
دلیل هشتم
انسان قادر نیست مانند حیوانات گوشتخوار از جسد حیوانات بطور کامل و طبیعی استفاده کند. وقتی شیر، روباه یا هر حیوان دیگری طعمه اش را شکار می کند فقط گوشتهای ران و سر و سینه آنرا نمی خورد بلکه گوشت، پوست و استخوان را با هم می بلعد و با این کارش تعادلی از نقطه نظر احتیاجات گوناگون بدن به مواد مختلف غذایی بر قرار می کند .
دلیل نهم
چاک دهان گوشتخواران بسیار عریض است بطوریکه می توانند هنگام بلعیدن آنرا بحد زیادی بازنمایند، چاک کوچک دهان انسان دلیل محکم دیگری بر میوه خوار بودن اوست .
دلیل دهم
چربیهای موجود در گوشت حیوانات به زحمت از بدن گیاه خواران دفع می گردد و اغلب بصورت پیه در ناحیه های شکم، ران، باسن و غبغب مردم گوشتخوار ذخیره می شود، همین چربیهاست که در جدار داخلی رگها جمع شده و حرکت خون را نامنظم می سازد
سکته های قلبی حاصل این تغذیه اشتباه و شکم پرستانه است. مصرف چربیهای گیاهی مثل روغن زیتون، آفتابگردان و غیره هیچوقت دیده نشده که عارضه ای ایجاد کند .
دلیل یازدهم
حیوانات گوشتخوار می توانند به سرعت بدوند و شکار خود را در حال گریز بگیرند اما انسان چون میوه خوار است، قادر به این کار نیست و در عوض به راحتی دانه از گیاهان بر می چیند یا از درختان بالا میرود و برای خوراکش میوه می کند .
دلیل دوازدهم
چشم گوشتخواران بر خلاف چشم انسان و دیگر جانوران گیاهخوار که نامتغییر می باشد قادر است در تارکی ببیند و مردمکش کوچک و بزرگ شود.
دلیل سیزدهم
پروتئین حاصله از گوشت برای جذب شدن، معده انسان را به یک کار طاقت فرسا وامی دارد در حالیکه پروتئین های نوع گیاهی راحت تر جذب شده و بدن انسان و دیگر حیوانات گیاهخوار آنها را آسان تر قبول می کند.
دلیل چهاردهم
حیوانات گوشتخوار می توانند بوی جانوران دیگر را از خیلی دور استشمام کنند. انسان اصلاً قادر به این کار نیست.
دلیل پانزدهم
تمام گوشتخواران قادرند برای بچنگ آوردن شکار، خود را اگر لازم باشد، ساعتها (بی حرکت) پنهان کنند و بطور غریزی حیله های گوناگونی را برای فریب دادن طعمه می دانند، انسان نه می تواند چند دقیقه جائی بند شود و نه قادر است در جائیکه هموار نیست راه برود .
دلیل شانزدهم
طبع انسان چون میوه خوار است، همانگونه که گوشتخواران از دیدن اجساد خون آلود اشتهایشان تحریک می شود او نیز از دیدن، بوئیدن و چشیدن میوه ها و سبزیجات لذت می برد و خوشش می آید و در مقابل از دیدن اجساد خون آلود و دل و روده در آمده حالش بهم می خورد و غمگین و ناراحت می شود. (درضمن گیاهخواران و از جمله انسان بسیار علاقه مند اند که میوه ها را به صورت خام بخورند، این در حالیست که خوردن گوشت خام برای انسان تهوع آور و غیر قابل قبول می باشد.- انسان طبیعتاً از گشتن و خون گریزان است.)
دلیل هفدهم
میوه جات و سبزیجات خام از خاصیت شدید شفا بخشی و دفع میکروب برخوردارند که برای سلامت انسان بسیار ضروریست. برعکس میوه ها و سبزیجات ، گوشت اکثر اوقات ناقل ویروس ها و میکروبهای خطرناک است، بخصوص انواع و اقسام کرمها معمولاً از راه گوشت به انسان منتقل شده در جدار روده می چسبند و شخص گوشتخوار را مبتلا به کم خونی، زردی، رنگ پریدگی، لاغری، ضعف بنیه، پر خوابی و بی حوصلگی می کنند. هر چند پختن تا حدودی این کرمها را از بین می برد ولی تصور از بین بردن تمام این موجودات خطرناک از راه پختن یک راه اساسی نیست زیرا که خیلی از آنها می توانند درجه حرارتهای بسیار شدید را نیز تحمل کنند و تازه آنهائی که از بین می روند مواد زائد سمی خود را همچنان باقی می گذارند و آن اکثریتی که از بین نمی روند در بدن بسرعت رشد کرده و زندگی را بر شخص گوشتخوار تنگ می گردانند. اگر شما نیز گوشتخوار هستید چه بسا که مبتلا به این کرما، ویروسها و انگلها بوده، ولی خودتان از آن خبر نداشته باشید.
دلیل هجدهم
بزاق انسان و دیگر گیاهخواران جهت آماده کردن مواد نشاسته ای برای هضم در دهان، دارای آمیلاز است، اما بزاق دهان گوشتخواران فاقد این ماده می باشد .
دلیل نوزدهم
قسمتهای مختلف گوشت بطور وحشتناکی از اسید ئوریک (اوره) برخوردار است مثلا یک کیلو گوشت گوساله دارای 30 گرین و یک کیلو جگر بیش از 40 گرین اسید ئوریک دارد، در وضعیکه تمام اسید ئوریکی که بدن خود می سازد و دفع می کند در روز از طریق کلیه ها فقط 6 گرین می باشد و اضافه بر این مقدار کاری دشوار برای کلیه ها بوجود آورده شخص را به امراض گوناگون سخت که ناشی از تراکم اسیدئوریک در بدن باشد مبتلا می سازد. این بیماریها تا وقتی مریض به خوردن گوشت ادامه می دهد هرگز دیده نشده که علاج قطعی داشته باشد .
دلیل بیستم
چرندگان و پرندگان گیاهخوار همدیگر را می شناسند و به مهربانی در کنار یکدیگر می توانند زندگی کنند، مرغ و خروسها لابلای دست و پای گاو گوسفند بدون آنکه ترسی به خود راه بدهند می لولند و دنبال دانه می گردند، اما همینکه گرگ یا روباهی نزدیک شود به طور غریزی از آنجا می گریزند این حالت در انسان هم دیده شده که از حیوانات درنده فرار کند .
دلیل بیست و یکم
دستهای انسان که به گروه گیاهخواران تعلق دارد برای دریدن ساخته نشده است انگشتان دست او نشان میوه خوار بودن اوست، والا می بایست از پنجه هائی برنده و تیز بر خوردار باشد .
دلیل بیست و دوم
کنترل حرارت بدن به دو طریق انجام می گیرد. یکی با عرق کردن و دیگری با آویختن زبان از دهان و تنفس های سریع. کلیه گیاهخواران از طریق اول با استفاده از مجراهای موجود در روی پوست خود و تمامی گوشتخواران به طریق دوم با در آوردن زبان و تنفس سریع اینکار را انجام می دهند مثل سگ و گرگ .
عرق کردن در گیاهخواران باعث دفع طبیعی سموم احتمالی موجود در گیاهانی که گیاهخوار خورده خواهد شد و چنانچه انسانی از خوراک گوشتی استفاده کرده باشد چون میزان سموم و مواد زائد از میزان طبیعی بالاتر می رود، عرق تن او بد بود و متعفن خواهد گردید .
دلیل بیست و سوم
گوشتخواران تقریباً ده برابر گیاهخواران جوهر نمک (اسید هیدروکلوریک) در بدن خود تولید می کنند که بیشتر در هضم قسمتهای استخوانی گوشت بکار گرفته می شود. و با توجه به میزان جوهر نمک در بدن آدمی هرگز نمی شود او را یک گوشتخوار به حساب آورد .
دلیل بیست و چهارم
انسان می تواند در رژیم غذایی خود گوشت را به سادگی حذف کند و در این راستا ادعا می شود که رو به سلامت بیشتر هم خواهد گذاشت، ولی او هیچگاه نمی تواند غذای طبیعی خود را که گیاهان می باشد حذف کند و به زندگی ادامه دهد. این در حالیست که گوشتخواران می توانند بدون خوردن گیاه زندگی کنند و سالم باقی بمانند .

 

جمعه 20 مهر 1386

از آن جایی که اغلب گیاه‌خواران از منابع حیوانی یا غذاهای حیوانی استفاده نمی‌کنند و نیز با توجه به این که کلسترول یکی از انواع چربی‌هایی است که فقط در منابع حیوانی وجود دارد، بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که سطح کلسترول خون گیاه‌خواران پایین بوده و این امر می‌تواند سبب جلوگیری از بیماری‌هایی همچون فشار خون، انسداد عروق و سکتهٔ قلبی شود. همچنین کمبود چربی در رژیم گیاه‌خواری سبب جلوگیری از چاقی و چربی خون می‌شود. پیامدهای ناشی از آن از جمله سرطان پروستات می‌شود و نیز به علت بالا بودن میزان فیبرهای غذایی از یبوست و بروز سرطان روده بزرگ جلوگیری می‌کند.

باید توجه داشت که به لحاظ کالبد شناسی، بدن انسان هیچ شباهتی به بدن گوشتخواران ندارد. در این مورد می‌توان به شکل دست‌ها و دندان‌ها، نحوه تعرق، تفاوت طول روده جانداران گوشتخوار و گیاهخوار و موارد دیگر اشاره نمود. با توجه به این که کلسترول یکی از انواع چر بی‌هایی است که فقط در منابع حیوانی وجود دارد بنابراین میتوان نتیجه گرفت که سطح کلسترول خون گیاه خواران پایین بوده واین امر میتوان سبب جلوگیری از بیماری‌هایی همچون فشار خون انسداد عروق و به طبع آن، سکته قلبی شود.

هم چنین کمبود چربی در رژیم گیاه خواری سبب جلوگیری از چاقی و بالا رفتن چر بی خون و پیامدهای ناشی از آن از جمله سرطان پرستات شده و نیز به علت بالا بودن میزان فیبرهای غذایی از یبوست و بروز سرطان روده بزرگ جلوگیری میکند. همچنین میزان اوره خون کسانی که از گوشت قرمز استفاده نمی‌کنند پایین تر از دیگران است و امکان ابتلا به بیماریهای مرتبط با سطح بالای اوره خون در افراد غیر گیاهخوار بالاتر است.

جمعه 20 مهر 1386
گیاهخواری عملاً به حذف گوشت یا برخی محصولات با منشاء‌حیوانی (بسته به درجه گیاهخوار بودن) از رژیم غذایی اطلاق می‌شود.

گیاهخواران با گوشت قرمز و فرآورده‌های آن میانه خوبی ندارند، اما اینطور هم نیست که در رژیم غذایی‌شان هیچ چیزی به جز سبزیجات پیدا نکنید. حتی سرسخت‌ترین گیاهخواران جهان هم علاوه بر سبزیجات، انواع میوه‌ها و غلات را مصرف می‌کنند.

انواع متفاوتی از گیاهخواری وجود دارد که هر یک منافع و البته مشکلات مربوط به خود را دارند. در واقع تمام گیاهخواران را می‌شود به سه گروه بزرگ تقسیم کرد: رایج‌ترین آنها، گیاهخواران «تخم‌مرغ - لبنیات» (ovo-lacto) است.

این دسته از گیاهخواران هیچ نوع گوشتی (گوشت قرمز، ماکیان، غذاهای دریایی) نمی‌خورند، اما تخم‌مرغ و محصولات لبنی را مصرف می‌کنند.

گروه دوم گیاهخواران، «لبنیات‌خوارها» هستند (lacto) یعنی انواع گوشت‌ها و تخم‌مرغ را نمی‌خورند اما لبنیات را در برنامه غذایی خود دارند.

آخرین گروه که سخت‌ترین رژیم غذایی را دارند، «گیاهخواران مطلق» (vegan) هستند، این دسته از افراد، گوشت‌ها، تخم‌مرغ، لبنیات، غذاهای حاوی محصولات جانبی حیوانی و حتی عسل نمی‌خورند و حتی از محصولات چرمی، پشمی، پوست خرگوش، ابریشم و یا هرگونه محصول به دست آمده از حیوانات استفاده نمی‌کنند.

البته در تقسیم‌بندی‌های گیاهخواری، گروه‌های دیگری را هم می‌توان پیدا کرد. مثلاً گروه نیمه گیاهخواران (semi-vegetarian) را می‌توان دید که محصولات لبنی، تخم‌مرغ، مرغ و ماهی را در برنامه غذایی خود دارند اما گوشت قرمز نمی‌خورند. گروه دیگری با نام پسکو وجود دارند (pesco-vegetarian) که از میان گوشت‌ها فقط ماهی می‌خورند. برخی دیگر رژیم میوه‌خواری دارند که طبق آن مصرف غذاهای پخته به حداقل می‌رسد و بیشتر از میوه‌های خام، خیار و گوجه و نیز از دانه‌ها استفاده می‌شود و بالاخره جوانه‌خواران (sproutarians) نیز در میان این گروه دیده می‌شوند که عمدتاً از جوانه‌ها، دانه‌ها و برنج‌ها تغذیه می‌کنند.